¤ خیلی وقت حرفای گنده گنده نزدم! یه مدت بود حوصله نوشتن داشتم. حرفام رو میریختم روی کلید های این صفحه کلید فکستنی و می ذاشتم جلوی قضاوت شما... حرفایی زدم که حرف من تنها نبود... حرف یه نسل بود... نه اینکه من آدم خاصی بودم...نه! ... من هم مثل شما بودم و هستم. خیلی هامون عادت کردیم به سکوت، به نگفتن همه گفتنی ها، عادت کردیم نه؟ عادت کردیم سرمون رو بندازیم زیر و هر چی گفتن بگیم: «چشم» ... انقدر سرمون رو بالا نیووردیم که حس میکنیم اعتراض کردن گناهه.... نمی گم از فردا پاشیم و به عالم و آدم اعتراض کنیم... نه! ولی شما رو به خدا، شما رو به نسل سوختتون... یه ذره دلتون به حال خودتون بسوزه.... همین!








